با اینکه روابط ایران و چین طی سالهای گذشته تقویت شده و با وجود موانعی مانند تحریمها، این ارتباط توانسته جایگاه خود را حفظ کند اما چشماندازی که برای توسعه این روابط بر مبنای ظرفیتهای موجود قابل تصور بوده بسیار فراتر از وضعیت فعلی است.متاسفانه هنوز بدنه کارشناسی کشور آمادگی لازم برای تغییر گفتمانی و همکاری عمیقتر با چین را ندارد و همچنان نگاهی غربمحور در میان آنها وجود دارد. این نگاه باعث شده حتی با وجود اراده سیاسی دولتها، همکاری مطلوب و انتظاری که بین دو کشور وجود دارد شکل نگیرد. این درحالی است که بسیاری از کشورهای منطقه به لحاظ سنتی در مدار غرب هستند مانند عربستان و امارات و بهراحتی از ظرفیتهای چین هم بهرهمند میشوند اما بروکراسی ایرانی مانع توسعه ظرفیتهای موجود شده است. این وضعیت در دولتهای مختلف تغییرات اندکی داشته اما همچنان متولی مشخص و کارآمدی برای راهبری روابط با چین وجود ندارد. تنها دورهای که روابط ما با چین به صورت جدی و راهبردی دنبال شد، مربوط به زمانی بود که آقای دکتر لاریجانی مسئول پرونده چین شدند که زمینهساز توافق ۲۵ ساله میان ایران و چین هم شد. از این نظر حضور ایشان در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور میتواند نویدبخش فصل جدیدی در روابط ایران و چین باشد.
بهطور کلی باید دیدگاه قدیمی شرقمحور یا غربمحور بودن را کنار بگذاریم و در شرایط فعلی نگاه خود را مبتنی بر منافع ملی قرار دهیم. منافع کشور ایجاب میکند که از هر دو جهت بهرهبرداری کنیم. اکنون که غرب مواجهه با ما را انتخاب کرده، چین بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کالا در جهان، ظرفیتهای زیادی داشته که ایران دسترسی مستقیم به آن دارد اما متأسفانه هنوز بدنه کارشناسی ایران مثلا طرحهایی را برای اجرا به کشورهایی چون ایتالیا و اسپانیا یا امثالهم پیشنهاد میدهد که علاوه بر بحث تحریم باید توجه کنیم خود این کشورها هم اکنون مصرفکننده کالاها و خدمات چینی هستند و حتی برای پروژههایی که پیشنهاد میدهیم، آنها از چینیها بهره میگیرند.
اگر بخواهیم درباره اولویتهای دولت فعلی در همکاری با چین صحبت کنیم، باید تأکید کرد که باید توسعه ظرفیتهای اقتصادی کشور به واسطه دستاوردهای چین در این زمینه به طور جدی در دستور کار قرار گیرد؛ بهویژه در زمینههایی مانند حملونقل ریلی و جادهای که اگر توان کشور به تجارب و امکانات چینیها گره بخورد، میتواند زمینه تحولی بزرگی شود. علاوه بر این، حوزههایی مانند محیطزیست، مدیریت منابع آب و تراز انرژی نیز از دیگر زمینههای بالقوه همکاری هستند که چین در آنها موفقیتهای محیرالعقولی داشته و ایران میتواند از این تجربیات بهرهمند شود.